![]() |
![]() |
|
| تا اطلاع ثانوی دانشجو |
|
مدت نسبتاً زيادي ميشه که من متوجه شدم چيز بزرگي ( يا چيزايي) تو زندگيم کم دارم، چيز بزرگي که تا حالا بدون اون زنده مونده بودم ولي نتونسته بودم زندگي کنم، بعد از آگاهي از اين کمبود سعي کردم که اين گمشده ي زندگيم رو پيدا کنم، متأسفانه مسير درست و مشخصي رو انتخاب نکرده بودم و مدتي بعد اين گمشده رو از ياد بردم، گرچه هر از گاه تلنگري باعث مي شد که دوباره به يادش بيارم ولي بيحالتر و سستتر از اون بودم که بخوام برم دنبالش. اين گمشده چيزي نبود جز داشتن اصولي براي زندگي، اعتقادي پايدار و ايماني راستين به اصول. اين گمشده ها ناشي از نبود چيزي اصيل تر به اسم خودشناسي بود. از خودم نااميد شدم، هر لحظه که مي گذشت زنده موندن هم برام سختتر ميشد، که اگه علل و بهانه هايي نبودند من حتي زنده هم نميموندم، مدتي بود که از جستجو براي يافتن خودم دست کشيده بودم، تا اينکه جرقه اي باعث شد من دوباره به خودم بيام، از کرختي و سستي خارج بشم و قدم تو مسير درست بذارم. اميدوارم اين مسير رو که تازه توش قدم گذاشتم بتونم طي کنم، احساس ميکنم اين مسير انتهايي نداره ولي هر قدم رو به جلو کلي اميدوارکننده و انگيزه بخش ِ. اين جرقه چيزي نبود جز کتابي، کتابي که به گفته ي خودش در مورد گمشده اييه که منم دنبالش هستم: " همه ي اين مباحث بر محور خودشناسي راستين (که تنها از طريق خداشناسي ميسر است) دور مي زند." کتاب نوشته «عبدالکريم سروش»، با نام «ايدئولوژي شيطاني(دگماتيزم1 نقابدار)» از انتشارات ياران که سال چاپش هم احتمالاً بايد 58يا 59 باشه. البته بايد يادآور بشم که اين اولين کتابي نبود که مطالعه کردم ولي اين کتاب اولين کتابي بود که تونستم ازش استفاده ي زيادي بکنم، شايد ذکر اين نکته هم چندان بد نباشد که قبلاً سعي کرده بودم کتابهاي اصيلتر و معتبرتري مثل قرآن رو بخونم، ولي درک و استخراج مفاهيم از قرآن برام خيلي سخت بود، البته در مورد قرآن هنوز هم دارم سعي ام رو ميکنم. فعلاً مقدمه ي کتاب رو ميارم، اگه شد، در فرصتهای بعدی خلاصه ی کتاب رو شروع میکنم( به این زودیها این کار رو نمیتونم انجام بدم): نام کتاب:«ايدئولوژي شيطاني (دگماتيزم نقابدار)» به ضميمه ي دو سخنراني ديگر: جهاني که در آن زندگي ميکنيم ارتجاع مترقي مقدمه بنام خدا خرسندم که به يمن عنايت الهي و به همت انفاس قدسي پاکان و نيکان توفيق مي يابم که اين مجموعه را تقديم مشتاقان و حقيقت جويان کنم. ديريست که در کار پيراستن و آماده کردن آنم ، و با چنگ و دندان هر جا فرصتي يافته ام در کار آن کرده ام، اما باز هم بدان سرعت که متوقع بود آراسته و بسامان نشد و البته اين تاخير و تطويل، سببي جز کثرت اشتغال و قلت فراغت من نداشت. چهار گفتار نخست از اين مجموعه، چهار سخنراني من بود که در ارديبهشت 1358 از طريق صدا جمهوري اسلامي ايران پخش گرديد و در اواخر همانسال توسط جمعي از دانشجويان نيک انديش و مسلمان تکنيکوم نفيسي بصورت رساله يي طبع و نشر گرديد، که تهي از اغلاط مطبعي نبود. درين مجموعه، اين سخنرانيها با تصرفي اندک و با زدودن آن اغلاط جمع آوري شده است. ارتجاع مترقي، خطابه يي است در دانشگاه علم و صنعت که يکبار بدون اذن من، بصورت رساله يي مستقل و بار ديگر در مجله انديشه ي شماره ي 13 و 14 و 15 منتشر گرديد. در مجموعه ي حاضر، در اين سخنراني جز افزودن برخي پانوشتها تغييري داده نشده است. دگماتيزم نقابدار عنوان يک سخنراني بود در دانشکده ي اقنصاد دانشگاه تهران، که ابتدا در مجله ي سروش و سپس بصورت جدا بطبع رسيد. براي مجموعه ي حاضر، اين سخنراني تماماً باز نويسي شده و بسط بسيار يافته و از لحن گفتار بيرون آمده و بنام نوين ايدئولوژي شيطاني موسوم شده است. ارتباط و تناسب مباحث ياد شده مايه ي آن شد که همه يکجا در دفتر حاضر گرد آيند. و خواننده ي هوشمند، خوود اين رشته را با تعمق کافي کشف و تصديق خواهد کرد. همه ي اين مباحث بر محور خودشناسي راستين (که تنها از طريق خداشناسي ميسر است) دور ميزند و بت ها و شيطانها و معبودهاي کاذب را که در جامه هاي گوناگون عرضه شده اند، رسوا و افشا ميسازد و جامه از تن واژه هاي پر طممطراق و هوش ربا که مايه ي فتنه ي ساده لوحان و فريب نا متميزان است بر ميکند و باطن باطل و مفسدت آنها را باز مينمايد. از اينرو اگر وصفي برين کتاب صادق است، همان "بيماري شناسي فکري" است و اين هدفي است که نگارنده در عموم نشته هاي خود تعقيب مبکند. از خداوند بزرگ، که هادي صراط مستقيم است، هدايت و عنايت مي طلبم و از نيکخواهان و نکته سنجان، انتظار و استدعا دارم که از نقادي و ارشاد دريغ نکنند و اين سنت محمود را فرو نگذارند. و آن رنجوري و سستي که درين ديار در پيکر انديشه افتاده است، به فصح و نقد خويش، درمان و بسامان کنند و آنرا رشد و فربهي مطلوب بخشند و اله ولي التوفيق و هو نعم المولي و نعم النصير. شهريور ماه 1359 تهران. عبدالکريم سروش ________________________________ 1- دگماتیسم : dogmãtism : فلسفه ی مبتنی بر یقین، و آن مجموعه ی افکار کسانی است که اعتقاد به حل مسائل مابعدالطبیعه بوسیله ی روش علمی هستند. ( ر.ک. فرهنگ معین) |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت توسط من یا همون خودم |
|
|
الف تماس با ما گذشته ولی میشه دیدش |
| درباره وبلاگ |
با خودم قرار گذاشتم سعی کنم اینجا آینه ی من و دنیای من باشه، دنیایی که من توش نقش بازیگر رو دارم نه تماشاگر.امیدوارم که بتونم.....حسین
|
| آرشیو موضوعی |
|
گاه نوشتهایم برگرفته کتب خام نوشتها |
|
RSS
|