![]() |
![]() |
|
| تا اطلاع ثانوی دانشجو |
|
صفحه سفید با کلی لکه سیاه .... . . . . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت توسط من یا همون خودم |
|
|
مدتهاستدرگیرکارهای روزمره شدهام و فرصت انجامکارهای متنوع و متفرقه کمتر پیش میآید. دلم میخواست میتونستم بیشترحرفهایم را بنویسمولیحتی فرصتو جرات اینکار هم مشکل پیش میاید. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت توسط من یا همون خودم |
|
|
در پی دریچه ای.... نیست کسی که یاری کند مرا؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت توسط من یا همون خودم |
|
|
چند روزیست که از خود بی خبرم،
نمی دانم به کدامین سو گریخته ام، اگر کسی دید مرا به جایی، خبرم کند... بل بازگردم به خویش.......
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت توسط من یا همون خودم |
|
|
کاش می دانستم فاصله ی من و تو چقدر است
یک، دو ..... یا بیشتر یا که نیست فاصله ای و من مانده ام در توهم ای کاش می دانستم... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت توسط من یا همون خودم |
|
|
الف تماس با ما گذشته ولی میشه دیدش |
| درباره وبلاگ |
با خودم قرار گذاشتم سعی کنم اینجا آینه ی من و دنیای من باشه، دنیایی که من توش نقش بازیگر رو دارم نه تماشاگر.امیدوارم که بتونم.....حسین
|
| آرشیو موضوعی |
|
گاه نوشتهایم برگرفته کتب خام نوشتها |
|
RSS
|