![]() |
![]() |
|
| تا اطلاع ثانوی دانشجو |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت توسط من یا همون خودم |
|
|
گفتار چهارم
در گفتارهای قبلی بیان شد که " نگرش توحیدی به جهان این نیست که تفاوتهای طبیعی و وجودی را انکار کنیم، این است که ما از چشم خداوند به جهان نظر کنیم و همه چیز را متکی و قائم به او بدانیم".1 بحث در ارتباط با مرکزیت و محوریت دنیایمان بود و اینکه " مرکز گرفتن خداوند به این است که اولاً مرجع تفسیر همهی حوادث را خداوند بدانیم، ... و دوم اینکه کعبه و طوافگاه ارزشها را وجود ارزشآفرین الهی بدانیم".2 " حتی کار کردن به خاطر خلق در یک جهان بینی خدا مرکزی معنایی جز این نخواهد داشت که چون راه خدا از میان خلق میگذرد، به خاطر خلق کار میکنیم، خلق از نظر ما رقیبی برای خداوند نیست، بلکه خدا را داشتن خلق را داشتن است".3 "ما در این جهان امانت نگهدار اوییم،... از ما دربارهی خودمان سوال خواهند کرد و امانت وجودمان را پس خواهند گرفت".4 "نگرانی عمیقی که درون یک انسان خداپرست هست، نگرانی از یک مسئولیت ابدی و فرار نکردنی است.... اما دلهره در جهان بینی غیر خدا مرکزی، دلهرهای است از بیتکیهگاه و بیپناه بودن، از پرتاب شدگی و بیریشه بودن. اما دلهرهی انسان خداترس به دلیل ریشهدار و آیندهدار بودن اوست. به دلیل امروزی بودن اوست، یعنی کسی که دیروزی داشته است و فردایی خواهد داشت".5 در قرآن ذکر شده است:" لوح سرنوشت و سرگذشت هر انسان را در گردن خود آویختهایم، یعنی یک انسان همهی سرمایهاش همواره نزد خود اوست نه در جای دیگر، منتهی بر او پوشیده است، تا وقتی آنرا آشکار کنیم. نوشتهای از درون او بیرون خواهیم کشید. به او خواهیم گفت بخوان، نامهی خود را بخوان، امروز تو خود حسابگر خود هستی..."6 کسی که معتقد به جهانبینیای باشد که در آن ناظری وجود داشته باشد و تمامی زشتیها و زیباییها روزی آشکار خواهد شد، از زشتیها میپرهیزد وسعی در آرایش به زیباییهای درونی میکند، چون میداند که " دیدهی بینایی هست که در ما نظر کند".۷ در اسلام از روز قیامت نام برده می شود و این " بدین معنی نیست که خورشید در آن طالع استُ بلکه بدین معنی است که روشن است یعنی همه چیز در آن مکشوف است و جای نهانکاری نیست".۸ " نباید پنداشت که معبود، کسی است که ما رسماً به درگاه او سجده میبریم و بطور مصنوعی نسبت به او عبادت میکنیم. آنکه ما طبیعتاً تسلیم او هستیم و به خاطر او تلاش وقف او کردهایم، او معبود ماست... پس مسئله این نیست که خدا نداریم، چرا خدا داریم، باید پرسید کدام خدا؟"9 ما از جهانبینی خدا مرکزی و بینش توحیدی چنین میفهمیم که هر چیز دیکری که در کنار خداوند بنشیند و رقیب نام او شود، شرک آفرین است. در جهانبینی اسلامی وقتی«بسم الله الرحمن الرحیم» میگوییم و به نام خدا هر کاری را شروع میکنیم، به معنای این است که در این جهان، تنها یک نفر نامدار است و خداست. هیچ چیز دیگر از پیش خود نامبردار نیست. همه چیز دیگر نام و نشان خود را از او میگیرند... سبح اسم ربک الاعلی الذی خلق فسوی نام پاک بلند خداوندت را تسبیح کن، این است فرمتنی که در جهانبینی خدامرکزی داریم".10 * " کسانی که برای خود تکیهگاهی غیر از خدا برگرفتهاند، مانند عنکبوتند که با تنیدن تارهایی بدور خود، خانهای ساختهاند و البته سستترین خانهها، خانهی عنکبوت است. ای کاش میدانستند. و براستی ای کاش میدانستند که خدا را با هیچ بتی نمیتوان تعویض کرد".11
1-صفحه 77، 2،3و4- صفحه 78، 5- صفحات79 و 80، 6-صفحه 60، 7و8-صفحه 82، 9-صفحات 83و 84، 10-صفحه 85، 11-صفحه 99
* چکیده کردن قسمت عمده ای از مباحث این گفتار خارج از حد توان من بود.
مطالب قبلی در همین زمینه: |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت توسط من یا همون خودم |
|
|
الف تماس با ما گذشته ولی میشه دیدش |
| درباره وبلاگ |
با خودم قرار گذاشتم سعی کنم اینجا آینه ی من و دنیای من باشه، دنیایی که من توش نقش بازیگر رو دارم نه تماشاگر.امیدوارم که بتونم.....حسین
|
| آرشیو موضوعی |
|
گاه نوشتهایم برگرفته کتب خام نوشتها |
|
RSS
|