تبليغاتX
فعلاً؛ بدون عنوان.
تا اطلاع ثانوی دانشجو

چشمها مهربونتر از عقل هستند؟!

از نظر عقل، دو تا خط موازی هیچ وقت به هم نمی‌رسند؛

                                                                                              ولی...                                

وقتی دو تا خط موازی رو که تا بینهایت رفتند، نگاه می‌کنی؛

می‌بینی که به هم رسیدند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت   توسط من یا همون خودم | 
حدود یک سال از از آخرین پست مرتبط با این مطلب میگذرد!!!!

گفتار سوم

 

نکته‌اي که پيش از اين بيان شد، "اين بود که همه‌ي انسانها بدليل سکونتشان در جغرافياي واحد، لزوماً در جهان واحد زندگي نمي‌کنند، نکته‌ي ديگر که به آن پرداختيم اين بود که مي‌توان در جهاني زندگي کرد و در عين حال از آن جهان غايب بود؛ مي‌توان بيگانه‌اي را به جاي خود در جهاني نشاند تا نمايندگي کند و به نام ما عمل کند ... و چنين است که ما الينه مي ‌شويم، مسخ مي‌شويم و يا به تعبير دقيقتري که در قرآن است، خود را فراموش مي‌کنيم. اين بيگانه مي‌تواند تن خاکي ما باشد"1... و همچنين به اين نکته پرداختيم که فراموشي خدا منجر به بيگانه شدن از خود مي‌شود.

" انسان آگاه از وقتي متولد مي‌شود که در جهاني زندگي کند که هيچکس به جز خودش نماينده‌ي خودش نباشد... اينها مجموع سخناني است که در نوبتهاي گذشته بيان کرديم و وعده داديم که سخن را در زمينه‌ي جهاني که اسلام براي زندگي معرفي مي‌کند و محوري که براي اين دنيا معين مي‌کند، دنبال کنيم".2

"در يک کلام مي‌توان گفت جهاني که اديان به ما مي‌شناسانند جهاني است خدا مرکزي، نه انسان مرکزي، نه طبقه محوري و نه تاريخ محوري، هيچکدام ؛ بلکه خدا مرکزيست و خدا مرکزي بودن يعني اينکه همه‌ي راهها به خداوند ختم مي‌شود، همه‌ي تلاشها به خاطر او انجام مي‌شود و همه چيز تفسير نهايي خود را به واسطه‌ي خداوند پيدا مي‌کند. همه‌ي جهانها، چه جهان هستها، چه جهان بايدها همه از او سرچشمه ميگيرد و متکي و قائم به اوست... هر يک از ما جهاني داريم و اين جهان محوري و زباني دارد، بطوريکه از روي محور زندگي و زبان هر شخص مي‌توان دنياي دروني و واقعي او را کشف کرد، از اين لحاظ جهاني که در اسلام معرفي مي‌شود، يعني جهاني خدا مرکزي، عيناً محوري دارد که عبارتست از خداوند و زباني داردکه همان زبان مذهبي است".3

دکتر سروش سعي دارد مرکز بودن چيزي و محور قرار گرفتن پديده‌اي را با بيان مسئله‌اي آشکار سازد؛ اين مسئله عبارتست از تحويل علمي. براي اينکار علم فيزيک و شيمي را مثال مي‌آورد که گرچه به ظاهر علوم متفاوتي مي‌باشند ولي اگر آنها را عميق‌تر تفسير کنيم و هر دو را در سطح اتمي و مولکولي بررسي کنيم،"آنگاه پديده‌هاي به ظاهر متفاوت همه ناگهان زير يک چتر واحد قرار مي‌گيرند و همه به طور طبيعي و منطقي از يک چشمه‌ي واحد سيراب مي‌شوند".4 "اگر قبلاًٌ دو علم داشتيم که احياناً رقيب يکديگر و جدا از هم فرض مي‌شدند و حتي تصور مي‌رفت که ناظر به پديده‌هاي متفاوتي در جهان هستند و پيوستگي اندکي بين آنها هست، امروزه ما جز يک علم نداريم که همه‌ي علم دوم را در شکم خود دارد".5 او با تشريح محور و مبنا قرار گرفتن پديده‌اي اينگونه نتيجه گيري مي‌کند که " جهاني خدا مرکزي است که در آن تفسير نهايي همه‌ي پديدها، تفسيري متکي به وجود خداوند است".6

"هميشه ما در تفسرهايمان، چه در علم و چه در فلسفه وقتي آرام مي‌گيريم که به جواب نهايي برسيم"7، از اين لحاظ، در جهان بيني خدا مرکزي، "تا قبل از اينکه حادثه‌اي و ارزشي به خداوند منتهي شود، نمي‌توان آرام گرفت و هنوز بايد انديشيد، ... و تنها در خداست که اين پاسخ به تمام و کمال دريافت مي‌شود. در مورد ارزشها هم امر به همين منوال است. اين سوال در يک جهان‌بيني خدا مرکزي توجيه، تفسير و پاسخ نهايي خود را نخواهد يافت مگر اينکه به خدا و به رضاي او ختم شود... در اين جهان هم هست‌ها از خدا فرو‌مي‌ريزد و هم ارزشها".8

کساني که در برداشت از جهانبيني خدا مرکزي، اعتقاد به توحيد، چنين برداشت کرده‌اندکه جهان خارجي بايد توحيدي - به برداشت ايشان يکنواخت -  شود، " يعني اختلافات طبيعي و وجودي بين اشياء برداشته شود يا انکار شود، در اين صورت است که جهان بيني توحيدي معنا و وجود پيدا مي‌کند، اين خطاست. خطاي مضاعف هم هست، چرا؟ به خاطر اينکه اولاً سخن در جهان انسانهاست"9 و همانگونه که قبلاً توضيح داده شده است، جهان واقعي غير از جهان خارجي است و نبايد اين دو را يکي گرفت، "جهان توحيدي يعني جهاني که من به معناي واقعي در آن زندگي مي‌کنم، بايد محوري داشته باشد و اين محور خداوند است... ثانياً، اين مغالطه است بر مبناي واژه‌ي توحيد، پنداشته‌اند که توحيد يعني واحد کردن، يعني يکنواخت کردن، يعني برداشتن اختلافات!... وحدت خداوندي که ضامن وحدت دنياي واقعي هر کس است با يکنواختي در جهان خارج تفاوت بسيار دارد".10

در يک جهان بيني خدا مرکزي انسانها از جوانب گوناگون  کشيده نمي‌شوند و به جاهاي گوناگون جواب پس نمي‌دهند، کسان گوناگون از آنها طلبکاري نمي‌‌کنند و فقط در برابر يک کس و يک محور فعال و مسئولند".11 در جهان بيني خدا مرکز ما جز يک طلبکار نداريم - اگر طلبکاري هست - و جز به يک نفر بيشتر حساب پس نمي‌دهيم و آن خداوند است".12

او اين نکته را يادآور مي‌شود که با بيان " مسئوليت در برابر يک کس است و همه‌ي راهها به او ختم مي‌شود"13 نبايد توهم ايجاد شود که از همه‌ي چيزهاي ديگر غفلت کرده‌ايم، سر در گريبان خويش فرو مي‌بريم و خود را با خداي دروني ساخته‌ي خويش مشغول مي‌کنيم. اين بدين معنا نيست که ما خلق، رنج و ... را به دست فراموشي سپرده‌ايم، بلکه ما در راه خدا قرار مي‌گيريم، " راه خداست که راه تکامل است نه بلعکس... ما هيچگاه ارزشهايمان را را به هيچ معبودي غير از خدا منتهي نمکنيم، گامي فراتر بر‌ميداريم تا به خداوند برسيم، وقتي که به او رسيديم، به همه‌ي اينها رسيده‌ايم".14

در جهاني با محوريت خداوند، " ما امانت دار خداوند هستيم، ما خليفه‌ي خداوند هستيم، ما حتي براي او مي‌ميريم، زندگي کردن ما هم براي اوست، عبادتهاي ما هم براي اوست".15 در مفاهيم مکاتبي که انسان محور آنهاست، همه چيز حول محور انسان مي‌گردد، جهان تاريک است مگر اينکه آنرا به نور انسان روشن کنيم"16، اما در مکتب توحيدي، " انسانيت انسان را وقتي تمام و کامل مي‌دانيم که به خدا متکي باشد، به خدا نزديکتر باشد، پيوستگي و پيوندش را با خدا هر چه محکمتر کرده باشد؛

 

قطره درياست اگر با درياست          ورنه او قطره و دريا، درياست

 

تنها با اتکال به منبع فياض است که هويت انساني تشخص و هويت واقعي پيدا مي‌کند و باقيماندني پيدا مي‌شود".17

اين از نکات بسيار آموزنده و عبرت آموز روزگار ماست که به خاطر غلبه‌ي جهان‌بيني انسان مرکزي بر اذهان و عقول، تنها زيبايي که در جهان مورد توجه و علاقه است، زيبايي بيروني است... براي کسي که معتقد است زيباييهاي ديگري هم مي‌تواند وجود داشته باشد، آنگاه همه‌ي هست او و تلاش او مصروف اين نمي‌‌ شود که فقط و فقط در زيبايي بيرون بکوشد، بلکه درزيبايي درون هم به همان همان نسبت و بلکه بيشتر خواهد کوشيد..."18

 

مشک را بر تن مزن، بردل بمال                    مشک چه بود، نام پاک ذي‌‌الجلال

مولانا

"بايد از خودمان سوال کنيم در کدام دنيا زندگي ميکنيم، در آن دنيايي که نظارت خداوندي و حضور پر‌احتشام و سنگين او را احساس مي‌کنيم؟ يا در دنيايي که فقط از نظر علمي و فلسفي مي‌دانيم که چنان موجودي در جهان هست، اما کمترين نقشي در زندگي ما ندارد...خدا مي‌بايد رسماً و عملاً ئارد زندگي ما شده باشد. آنچه به نام جهاد اکبر و اصغر مي‌ناميم درست همينجا مطرح مي‌شود. پيغمبر وقتي از جنگ بر‌مي‌گشتند فرمودند ما روانه‌ي جهاد اکبر هستيم، پرسيدند يعني چه؟ فرمودند: جهاد با نفس، تخريب نفس و بازسازي نفس. معطر و زيباتر کردن درون و پيراست زشتي‌ها و پليديهاي باطن، اين جهاد اکـــــبر است".19

 

من فداي آنکه نفروشــد وجود                      جز به آن سلطان با افضال وجود

من فداي آن مس همت پرست                    کو بغير کـــيميــا نارد شکست


1-      صفحه 53، 2- صفحه 54، 3- صفحات54 و 55، 4- صفحه 57، 5- صفحه 59،

6و 7- صفحه 61، 8و 9- صفحه 63، 10- صفحه 64، 11- صفحه 66، 12- صفحه 65،

13- صفحه 66، 14- صفحه 67، 15و 16- صفحه 68، 17- صفحه 69،

18- صفحات 71و72، 19- صفحه 74.


مطالب قبلی در همین زمینه:

گمشده (۱)- مقدمه ی کتاب

گمشده (۲)- گفتار اول

گمشده (۳)- گفتار دوم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت   توسط من یا همون خودم | 

چون ابر به نوروز رخ لاله بشست / برخیز و سوی باده کن عزم درست

کاین سبزه که امروز تماشاگه توست / فردا همه از خاک تو بر خواهد رست

شروع سال ۸۷ برام سال چندان خوبی نبود. به جز چند اتفاق خوب، در کل شروع زیاد خوبی نبود.    حس خیلی کارها رو نداشتم. 

حس و حال خوندن  و نوشتن نداشتم....

با همه ی این حرفها شاکرم و امیدوار به آینده...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت   توسط من یا همون خودم | 
 
الف
تماس با ما
گذشته ولی میشه دیدش
درباره وبلاگ
با خودم قرار گذاشتم سعی کنم اینجا آینه ی من و دنیای من باشه، دنیایی که من توش نقش بازیگر رو دارم نه تماشاگر.امیدوارم که بتونم.....حسین

دم دستی
World Press Photo 2007
ایران یا ویران؟!؟!
جنتي: اصل بر برائت افراد نيست
یعنی امروز 15 آذره......!!!

جايزه "منتقد"، از دولت اولمرت تا دولت احمدی‌نژاد
همه ...
يادداشت‌های نيک‌آهنگ کوثر
Bozorgmehr Hosseinpour Official Website
THE FIRST INFORMATION CENTER OF IRANIAN CARTOONISTS ON THE WEB
روی جلد | کتاب نیوز
اسدا.. امرایی
آرشیو دم دستی
نسخ پیشین
مرداد 1388
تیر 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
شهریور 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
آرشیو موضوعی
گاه نوشتهایم
برگرفته
کتب
خام نوشتها
پیوندها
طرف دیگر شب(تا آزادی دانشجویان در بندا آزادی دانشجویان در بند)
رضا موسوي
عليرضا مشهديزاده
ناشناس!!! (Lomex)
گاماس -تا آزادی دانشجویان در بندا آزادی دانشجویان در بند
سیاه، آبی، سفید - تا رهایی دانشجویان دربند
رفتن رسيدن است
Moein
دستنویس
300the movie
واحد فراهم آوری اعضا پیوندی
حرکت ملی کنترل دیابت
unite for diabetes
موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان (محک)
کتابخانه شخصی و عمومی با امکانات عالی
پروژه های کارشناسی
فوتوبلاگ من در Opera
وبلاگ قبلی من در پرشین بلاگ
فوتوبلاگ مهدی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

 
Locations of visitors to this page