![]() |
![]() |
|
| تا اطلاع ثانوی دانشجو |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت توسط من یا همون خودم |
|
|
یان یارالی اورییم یان |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت توسط من یا همون خودم |
|
|
پرده ی دوم : جلوی روم یه کاغذ به ابعاد یک متر در سی سانت هست که چند صد تا خط از این ور تا اونور رفتن. باید بیشتر از هزار تا عدد از همین یه وجب جا بدست بیارم .خدا به داد چشام برسه. پرده ی اول (مطمیناْ قبل از پرده ی دوم میشه): - استاد، نمیشه پروژه رو با کامپیوتر انجام بدیم؟ - نه آقا،.... (فقط با دست)!! (مثلاْ عصر تکنولوژیه!) *پرده ی سوم : - استاد : آقا با آبروی دانشگاه بازی نکن آقا، آقا ....،آقا ...، آقا ....،.... - من : استاد من اینجوری نیستم. من می دونم توان دیمانسیون ممان اینرسی چهاره، و سه یا دو نیست. قابل توجه (استاد از یه جای دیگه دلش پر بود، همه رو ظرف مدت ۲۰ دقیقه سر من خالی کرد!) پرده ی چهارم : ( ای بر ...) ـ آقا، اینجا اشکال داره، ایجا هم همینطور.... - استاد اینجا نقطه اجباریه، هیچ راه حل دیگه ای نداره.... ( واقعاْ هم نداره) - نه آقا،..... برو بیرون... پرده ی پنجم ( نیم ساعت بعد ازز پرده ی چهارم، پروژه ی قبلی دستم، بدون تغییر ) : استاد بدون اینکه دقت بکنه پروژه رو تایید میکنه. انگار نه انگار که من همون کسی هستم که نیم ساعت قبل از دفترش انداختم بیرون!!!!!!!!!! * : پرده ی سوم به علت خشونت زیاد تقریباْ نوشته نشد! پ.ن.۱: با این استاد( معروف به اکبر سبیل ) پرده های مشترک زیادی داشتم که برای جلوگیری از تکرار و تطویل ذکر نکردم. پ.ن.۲: کی میگه عمران هتله؟! بیاد یه پروژه با این برداره!! ( البته در شرایطی خاص - مثل اینکه دانشجو دختر باشه** و یا باباتون شهردار منطقه ی فلان باشه- جریان فرق میکنه!) درخواست : دعا کنید من با یه ۱۰ این پروژه رو پاس کنم قبل از اینکه زندگیم به فنا بره. ** دلم نمی خواد به کسی بر بخوره ولی من دل پر خونی از این مورد دارم. (برای بعد) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت توسط من یا همون خودم |
|
|
|
|||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت توسط من یا همون خودم |
|
|
سنگ نوشته خط میخی مربوط به حدود دوهزار وپانصد سال قبل در شهر ایذه
سرستون کاخ داریوش در شوش مربوط به دوهزار و پانصد سال قبل (هخامنشی) ![]() ساختمان آبشارهای شوشتر متعلق به دوره همخامنشی و ساسانی ![]() به حال آثار باستانی تاسف بخوریم یا به حال خودمون؟؟!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت توسط من یا همون خودم |
|
|
الف تماس با ما گذشته ولی میشه دیدش |
| درباره وبلاگ |
با خودم قرار گذاشتم سعی کنم اینجا آینه ی من و دنیای من باشه، دنیایی که من توش نقش بازیگر رو دارم نه تماشاگر.امیدوارم که بتونم.....حسین
|
| آرشیو موضوعی |
|
گاه نوشتهایم برگرفته کتب خام نوشتها |
|
RSS
|